خوب اگه دانشجویی صلح جو هستیم که راهمان روشن است!! اما اگر نه، جزو اقلیتیم یا اکثریت کلاس؟ همیشه مورد تقابل داشجویان صلح جوی کلاسیم. گاهی به ما می گویند دانشجوی خود شیرین!! آها! تازه گی ها هم میگن پاچه خوار! آه که چه قدر می رنجیم! چه قدر کوته فکرن! فکر می کنن من می خوام تو دل استاد جا باز کنم. حسابی دلخورم. اما از کی نمی دونم. از هم کلاسی هام یا از خودم که پاجه خوارم؟ راستی این که می خوام بیشتر بدونم یعنی پاچه خوارم؟ کاشکی آن ها می فهمیدن. اما نه می فهمن. این طوری می خوان ما را هم رنگ جماعت کنن تا استاد ها هم مثل آن ها بی حال شن. اما به نظر شما کداممان موفق تریم؟ آن هایی که به دنبال دروران دانشجویی باری به هر جهتن یا آن هایی که …
علم بهتر است یا ثروت؟ راستی انشاهایتان را چه طور می نوشتید؟ علم بهتر بود یا ثروت؟ مدرک بهتر است یا سواد؟ قضاوت با شما…
پ.ن. : راستی این برفها که میاد پایین قشنگه؟ سرد که نیست؟!

سلام! بالاخره نوشتی! تبریک می گم!
دانشجوهای علم جو هستند بسی بسیار ولی پاچه خواران هم هستند بسی بسیارتر که در پوشش علم جویی پاچه می خوارند!!
سلام
خب جو همه کلاس ها یک جور نیست و البته استاد نقش مهمی در این امر داره.من به شخصه تا با حال جز همه گروه ها بودم.شهامت اعترافش را هم دارم
برف ها خیلی خوشگلن ولی به سیستم فشار وارد میکنن.
آخه اگه اسمش پاچه خواری نیست، چرا سر بعضی کلاسها که امتحان کتبی ندارن، ما که سر کلاس فعال تر بودیم، نمره هامون از پاچه خوارها خیلی کمتره همیشه؟ دلیلش این نیست که آنها خودشان را تو دل استاد جا کردن و ما از غافله عقب موندیم؟