تا چه حد به دانشجویان و دانشگاهیان درست دیدن را یاد داده ایم؟ یا آن ها را سطحی بین بار آورده ایم؟ فقط نمره ای بیگیریم و مدرکی… بعد ش هم از دولت بخواهیم که برایمان کار ایجاد کند!! اوه! تازه با این رتبه شاگرد اولی چه بلایی بر سر درس خواندن در دوره کارشناسی آورده ایم؟ اصلا به دنبال چه نوع کتابی هستیم؟ چند تا از دانشگاهیان به دنبال کتاب خوب هستند؟! چند تا از اساتید به دنبال ارائه کتاب ها و منابع درسی به روز هستند؟ آیا اساتید فقط به فکر حل مشکلات خود و ارتقا هستند؟ یا به دنبال ارائه منابع تازه و به روز رسانی اطلاعات خود؟ اگر هم کسی خواست معلم خوبی باشد با چه موانعی روبه رو است؟ آیا دانشجویان هم مثل این استاد دوست دارند بیشتر یاد بگیرند؟ دانشجویانمان تا چه حد دوست دارند شبیه به یک کوه یخی به تماشای مطالب استاد بنشینند و تکان هم نخورند تا مبادا آب شوند!! فقط استاد بیاید و چند سطری بنویسد و بگوید. بعدش هم بدون این که برای کسی مزاحمتی درست کند برود. در آخر هم ما نمره خوبی بگیریم و بعد همه چیز را به سلامتی فراموش کنیم!! بیچاره پدر و مادرانمان که فکر می کنند ما را برای درس خواندن راهی شهر و دیاری غریب کرده اند!! اما نه شاید آن ها هم می دانند که فقط ما را برای مدت کوتاهی سرگرم کرده اند. چه سرگرمی پر هزینه ای؟! بعد از چند سال برمی گردیم و با چند مدرک رنگارنگ و کیسه ای پر از افاده و ره توشه ای خالی!!! حالا چه کار کنیم؟!!!
