دیروز یکی از دانشجوهام پرسید، چطور می توانید ارتباط خوبی با دانشجوهاتون برقرار کنین و اثر مثبتی روی اونا بذارین؟ بی درنگ گفتم: سعی می کنم تا جایی که امکان داره قلبمو از ناخالصی ها و حسادت پاک کنم تا این که مثل یه جام بلورین شفاف بشه اون وقته که هر کسی باهام ارتباط برقرار می کنه عکس خودشو توی این جام می بینه و وقتی خودشو ببینه می تونه صاقی و جلایی اونجا پیدا کنه که همیشه دتیالش می گشت و دیگه دلش نمی خواد بیرون بره. او گفت چه تعبیر جالبی!!

خیلی خوبه. اگر مدرس ها (استاد و معلم فرقی نمی کنه) بتونن ارتباط خوبی با دانشجوها و محصل هاشون برقرار کنن اون کلاس تا سرحد امکان پیشرفت می کنه و دانشحوها و استادان با یک تعامل دو طرفه به هدفشون می رسن ولی متأسفانه بعضی از استادها فکر می کنن که نباید به دانشجو رو بدن، پ
رو می شن که راستم می گن ولی من فکر می کنم اگر این تعامل درست برقرار بشه هیچ طرفی فکر سؤ استفاده به ذهنش خطور نمی کنه!
سلام
خدا استاد هائی مثل شما را زیاد کنه.من در طول دوران لیسانسم که خیلی هم طول کشیده :دی با دو استادم احساس راحتی و صمیمیت کردم.شاید به دلیل اینکه دانشکده فنی میرفتم و جو خیلی مردانه بوده.نمیدونم.
حالتون چطوره؟
اول بگم که از قالب وبلاگتون خیلی خوشم اومد.حس خوبی بهم میده.
با اینکه شما را ندیدم بهتون حس خوبی دارم